نیلای در حال تماشای تلویزیون
سلام به اسکارلت اوهارای خودم ،
مامی دیروز رفتیم خونه عمو اکبر مامی حسابی سرت شلوغ بود بین پسرا دعوا شد خفن اونجا
عرشیا بود شایان ،علی و رامین ،حسابی سرگرم بودی جالب اینجا بود که هر کدومشون تورو میکشیدن سمت خودشون
جیغ میکشیدن بیا ببین عرشیا میگفت نمیدمش به شما خودم پیداش کردم رامین میگفت اخه تورو دوست نداره میدونی عزیزم تو اشتباهی رامینو میگفتی اعیا یعنی عرشیا اون طفلکم با یک سینه سپر میامد بغلت کنه تو داد میزدی نه اعیا اونم میگفت خوب منم دیگه عرشیا تو بچرو میزدی اونم مونده بود
نیلای در حال تماشای تلویزیون
نیلای و ببیی
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


نیلای در حال تماشای تلویزیون
